هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
59
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
امام حسين در دوران يزيد معاوية بن ابى سفيان در شصتمين سال هجرت وفات يافت ، زندگى دراز و سراپا جنايت و گناه وى و مخالفت علنى با تعاليم و اصول اسلام با مسلط ساختن فرزندش يزيد - كه به خوبى از حال و روزش آگاه بود - بر مسلمانان ننگ ديگرى را پذيرا شد ، او على رغم فريادهاى مخالفت و محكوم ساختن چنين تصميمى ، اين كار را كرد و بر آن پاى فشرد و بالاخره با نيرنگ و وعده و وعيد از مردم براى او بيعت گرفت و همين كه يزيد پس از او قدرت را بدست گرفت همهء كوشش و توان دستگاه حكومتىاش را براى بيعت گرفتن از امام حسين و شرعيت بخشيدن به حكومتش ، به كار گرفت و به كارگزارش در مدينه نوشت تا از همهء مردم بطور كلى و به طور مشخص از امام حسين براى وى بيعت بگيرد و تأكيدش كرد كه قاطعانه و با سرسختى هر چه بيشتر در برابر امام حسين بايستد و هيچ رحم و شفقتى را جايز نشمارد و تا بيعت نگيرد ، دست از او نكشد . وقتى نامهاش به دست والى رسيد در پى مروان بن الحكم فرستاد تا در اين رابطه با او مشورت كند ، او مىدانست كه امام حسين به هر قيمتى كه شده ، با يزيد بيعت نمىكند . جاى شگفتى نبود كه مروان بن الحكم كه خود از دشمنان سرسخت محمد و آل محمد بشمار مىرفت توصيهاش كرد كه حسين را دستگير و بازداشت كند و اگر بيعت نكرد گردنش را بزند . دليل اين امر آن بود كه مروان به خلافت و حكومت چشم دوخته بود و وقتى هم كه معاويه در مورد جانشينى پسرش با وى مشورت كرد ، از در مخالفت درآمد و به همين علت معاويه او را از كارگزارى مدينه بر كنار ساخت و آنگونه كه برخى مورخين و پژوهشگران مىگويند ، ديگرى را بجاى وى ، به كار گمارد . او مىدانست كه كشتن